تبليغاتX
RAUSCH machine - عرصه ترور و تقاضا

عرصه ترور و تقاضا

کیهان سمیعی




به هرکجا که میروم جهان به جایی که از آن جا آمده ام میدود. 
دیگر به هیچ منجی آسمانی که بخواهد از کانال های تلویزیون بیرون بیاید ایمان ندارم. 
من الف هستم و یا. 
با سری سنگین از توهمات پارانوید. 
جیب خالی. 
توهم سکس و شعر اروتیک. 
ترامادول و عرصه ی کابوس و خود زنی. 
پروردگار من، 
در این ظلمت به سوی نور راهنمایم کن. 
زندگی بی رحم ترین مرگ هاست.
چه قانونش را روی کاغذ نوشتند 
تا کسی پاره اش کند. 
کسی بسوزاند. 
کسی را بسوزاند.  
سوزاک این لحظات را کلمات از بر دارد.  
راستش با این دقایق مست هم نمی کند. 
چه برسد به راستش! 
هر شب که توبه می کند اتاقش پر از فرشته می شود، زیر دوش که برود و غسل کند خود خدا هم پیدایش می شود تا نگذارد لباس های زیر مادرش به تن کند! 
گذشته از نقد ریطوریقایی سر دردهای شبانه.
تأویل خیانت های مصادف شده با خیانت های خود. 
برای برگرداندن معشوق به تهران رفتن و دست خالی برگشتن. 
همراه تصویر یک ساز کنار یک جنازه ی تکه پاره شده در وسط خیابان. 
ها           ها                     ها                             ها 


نوشته شده توسط سمیعی در ساعت 17:26 | لینک  |